تبليغاتX
دختر شب های پاییز
دختر شب های پاییز
دانشجوی کامپیوتر
...  
همه نگاه می کنند همه می بینند اما مهم آن است که همه مثل هم نمی بینند.

نظرات همه شما دوستان عزیز را خواندم از لطف همه سپاس گذارم اقای محمدرضا وب سایتتو برام بزار منتظر فیلمات هم هستم.

...  

نامه عاشقانه 1

عزیزم

قلب من روبه تو پرواز میکند.

مرا ببخش اگر به تو عزیزم خطاب کرده ام.تعجب نکن خیلی وقته قلب سمج و ناشناس من خود را از انزوای خود به طرف تو پرتاب میکند. و این خیال مدتهاست که ذهن مرا تسخیر کرده است.

میخواهم رنگ سرخی شده روی گونه های تو جا بگیرم و یا رنگ سیاهی شده روی زلف تو نشینم.

من دختری هستم که با دیگران مخالف و با اراده ای دیگر است بزرگ تر از تصور تو و بهتر از احساس مردم هستم به تو خواهم گفت چطور.

اما هیهات که بخت من امید نوازش تو را به من نمیدهد. من خیلی وقته در اعماق تاریکی وحشتناک خیال گذشته را که سرنوشت نامساعد من بوده تماشا میکنم.

دیگر سراغی از من نمیگیری....حتی نمیپرسی با کسالت و بیخوابی شب چطوربه سر میبرم؟ مثل شمع : همین که صبح میرسد خاموش میشوم وبا وجود این استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است.

آه...کاش عذاب الهی و شراره های دوزخ دروغ بود تا آنگاه بی پرده خود را به آغوش تو میرساندم واز شراب وجودت  نوش میکردم.

من محتاج توام که به من دلجویی بدهی و بر قلب مجروح من دستی بکشی تا رفته رفته با معجزه تو جانی دوباره بگیرم.

شاید پیش خود فکر کنی این عشق اشتباه است اما در بطن هر اشتباهی حقیقتی نهفته است.

 

...  

شکستهای زیادی تو زندگیم خوردم تقریبا همیشه به در بسته خوردم هیچوقت هم کلیدش به دستم نیفتاد شاید تقدیر این بوده و خداوند بهترینش را برایم سراغ داره اما روحیه حساس و شکننده ام تحمل پذیرفتن نداشت یک عمر زدم تو سرم تا به همه بفهمونم مرگ از زندگی زیباتر اما کسی درکم نکرد تازه مرا ابله پنداشتن اما اکنون میخاهم مثل همه زندگی کنم عاشق بشم و زیبایی ها را درک کنم تا ببینم حق با مردم است یا با من .همیشه دنبال صداقت بودم دنبال روراستی و یکرنگی اما کسی با من یکرنگ نبود. نمیدونم ما آدما چرا وقتی بهم میرسیم همش دوست داریم نقاب به چهره بزنیم چرا خودمونو قایم میکنیم چرا با صداقت جلو نمیریم مگه یک وجب جا چقد جا داره برایه این همه گناه.کاش به خودمان می امدیم و گرفتار لذت های زودگذر نمیشدیم.چند ثانیه گناه برابر با یک عمر لعنت خداست. کی حاضر لطف خدا را به چند دقیقه گناه بفروشه .....

...  
 

فرياد...فرياد

  آسمان سياه است وقتي در ميان شعله هاي سوزان نگاهت ذوب ميشوم.

     چه دردي دارد وقتي ميسوزي و

                                   نميتواني گله كني...

    خودم را در آينه ميبينم ...افسوس به جوانيه رفته

      شعله ها چه زود زيبايي مرا به خود گرفتند

            اكنون آنها با زيبايي من دل ميبرن........

فرياد...فرياد

آسمان سياه است وقتي تو مرا صدا ميكني

  نفسم ميگيرد و قلبم به شماره مي افتد

       مادرم صدايم ميزند.......بهار.....بهار

من در ميان امواج صدايت اسير شده ام

      مادر كمك ...كمك

فرياد.... فرياد

...  

کودک ...  
کاش هنوزکودک بودم پاک و بی ریا

کاش هنوز کودک بودم صادق و باوفا

کاش میتوانستم دوباره متولد بشم و جبران کنم

کاش هنوز کودک بودم

...  
جوابیه

اقای نیما..nima_nima_nima_2004شما ایمیل خود را بگذارید من جوابتان را خواهم داد.

افای سجادرحیمی مدیسه هرپرسشی دارید به ایمیلم بفرستید پاسخ خواهم داد.

 اقای کامران در اولین فرصت شمارا لینک خواهم کرد.

با تشکر از دوستان

 

ابراهام ...  


یک روز خواب دیدن تو به تموم عمر می ارزد
پس نگو  رویای دوراز دسترس خوش نیست
قبول ندارم
گرچه به ظاهرچشم خسته است ودل دریایی است
وتاب وتوانش بیش از اینهاست
دوستت دارم
وتاوان آن هرچه باشد دوستت خواهم داشت
بیش از دیروز
باکی ندارم از هیچ کس وهرکس که تورا دارم
ای عزیز

...  
گلرویی ...  

چه کسی گفت که پاییز فصل بی حوصلگیست

چه کسی خش خش برگ های خزان را غم دید

چه کسی زردی آن را چو غمی مبهم دید...

پس چه خوش گفت آن کس..

گر چه من پاییزم

گر چه دردم بسیار..

برگ زردی هستم

کمرم زیر پای نفری خرد شده...

نه که آن کودک سر مست،که سراپا شادیست.

نه که آن پیر بزرگ، که عصایش بر دست.

.نه..

کمرم سخت شکست..

زیر پای حرف سنگین رفیق..

که مرا هیچ شمرد.

کمرم سخت شکست.